صائن الدين على بن تركه
119
عقل و عشق يا مناظرات خمس ( فارسى )
علت اصلى هلاكتشان طلب رياست بوده است . ص 39 ، س 1 : اين عمر عزيز . . . : از رباعيات كمال الدين اسماعيل است و مصراع اولش چنين است : پيوسته تو را حال پريشان باشد * خرج تو همه ز كيسهء جان باشد ص 39 ، س 2 : ما عَلَى الرَّسُولِ . . . : بر عهدهء فرستاده جز رساندن پيام نيست ( المائدة 5 / 99 ) . ص 39 ، س 4 : إِنِّي جاعِلٌ . . . : همانا كه من جانشينى بر زمين قرار مىدهم ( البقرة 2 / 30 ) . ص 39 ، س 5 : و إنّ عليك . . . : لعنت و نفرين من بر تو باد ( ص 38 / 78 ) . ص 39 ، س 8 : اغراانگيز : « اغرا » به معنى برانگيختن ، آزمند كردن و دشمنى انداختن است . تركيب « اغراانگيز » با معانى اول ، حشو قبيح دارد و با معنى آخر هم چندان درست نمىآيد . از اين رو ، ضبط نسخه بدل F ( اغواانگيز ) مناسبتر است . ص 39 ، س 10 : آن را كه بركشيد . . . : در ديوان ظهير فاريابى چنين آمده است : آن را كه فرّ تربيت او عزيز كرد * اجرام آسمان نتوانند كرد خوار البته نسخه بدل ديوان ، ضبط صائن الدين را در مصرع دوم تأييد مىكند . ص 39 ، س 13 : قُلْ هاتُوا . . . : بگو اگر راستگو هستيد ، برهان خويش را بياوريد ( البقرة 2 / 111 ) . ص 39 ، س 17 - 18 : إِنَّ عِبادِي . . . : همانا بر بندگان من ، تو چيرگى ندارى ( الحجر 15 / 42 ) . ص 39 ، س 18 : نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ : يارى و پيروزيى از خدا ( الصفّ 61 / 13 ) . ص 39 ، س 18 - 19 : كَمْ مِنْ فِئَةٍ . . . : چه بسا گروه اندكى كه بر عدهء بسيارى پيروز شدند ( البقرة 2 / 249 ) . ص 39 ، س 20 : بسا ابرا كه . . . : شعر از خسرو شيرين نظامى ، ص 143 است . ص 40 ، س 1 : و نحن سكوت . . . : ما خامشيم و عشق سخن مىگويد . ص 40 ، س 4 : به عجرها و بجرها . . . : بنقيرها و قطميرها : تركيب به عجرها و بجرها بر روى هم به معناى « چيزى با همهء جزئياتش » است . و نقير و قطمير ، كنايه از كوچكترين چيزها و تمام جزئيات است و تقريبا معادل عجرها و بجرها به كار مىرود . ص 40 ، س 7 به بعد : طايفهاى مردم نورانى . . . : به طور رمزى عقيدهء قدما را دربارهء ديدن و كيفيت بينايى چشم بيان مىكند كه مىپنداشتند هنگام ديدن ، اشعهء نور از چشم به اشيا